Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/taghv390/domains/taghvaie.com/public_html/wp-content/plugins/subscribe2/classes/class-s2-frontend.php:1) in /home/taghv390/domains/taghvaie.com/public_html/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
افلاطونی که هندسه نمی‌دانست http://www.taghvaie.com شعرها و نوشته‌های ابوالقاسم تقوایی Sun, 20 May 2012 11:35:14 +0000 fa hourly 1 http://wordpress.org/?v=3.3.2 به دستی بریده می‌مانم http://www.taghvaie.com/be-dasti-borideh-mimanam http://www.taghvaie.com/be-dasti-borideh-mimanam#comments Sun, 20 May 2012 11:35:14 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=214 به دستی بریده می‌مانم
که انگشت‌هایش را
گوشه‌ای محو
پرتاب کرده است

به ضجه‌های زنی لال
که کودکش را
همین دیروز
از دست داده است

به برکه‌ای متروک
که تنها ماهی‌اش
پیر شده است

به هر چیز می‌مانم
غیر از خودم.

]]>
http://www.taghvaie.com/be-dasti-borideh-mimanam/feed 0
مقصد http://www.taghvaie.com/maghsad http://www.taghvaie.com/maghsad#comments Tue, 15 May 2012 13:38:01 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=197 از اضطرابی که پدال گاز را
بیشتر فشار می‌دهد
می‌توان فهمید
در این شب دور
هیچ‌چیز تو را
به اندازه‌ی رسیدن
خوشحال نخواهد کرد

آرام باش!
و بیش از این
تایرهای افسرده‌ای
که خستگی سی ساله‌ات را
بر جاده می‌کشند
عصبانی نکن

می‌دانم                 
از این تاریکی
از این فلش‌های یک طرفه‌ی مرموز
از این تابلوهای رنگ و رو رفته
می‌هراسی

اما مطمئن باش
هیچ تابلویی
به تو نخواهد گفت
تا مقصد چند کیلومتر مانده است

از من می‌شنوی
آخرین سیگارت را روشن کن
و چشمان سرگردانت را
که بین جاده و عقربه‌های بازیگوش
گیر کرده‌اند
به بالاها بدوز   
        
شاید دیدن چراغی دور
گلویت را تازه کند.

]]>
http://www.taghvaie.com/maghsad/feed 0
و واژه… مادر شد http://www.taghvaie.com/vajeh-madar http://www.taghvaie.com/vajeh-madar#comments Sat, 12 May 2012 08:46:06 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=187 و واژه شکل گلی سرخ شد… معطر شد
و خانه باغچه شد… باغچه مکرر شد

و عطر آنچه گل سرخ، شهر را پر کرد
و کوچه‌های جهان باغ‌های قمصر شد

و واژه، حوض حیاطی که کاشی آبی
که چند ماهی قرمز در آن شناور شد

و ماهیان همه مانند خون لخته شدند
که هر کدام پرید آسمان کبوتر شد

یکی شبیه جسدپاره‌های سربازی
که باد می‌زندش سمت‌های دیگر شد

یکی دو چکمه‌ی پاره، دو استخوان تهی
دو چشم خیس نشسته به کوبه‌ی در شد

یکی شبیه دلی شد -دلی مچاله‌شده-
میان آینه پاشید، شکل دختر شد

و واژه باز گلی شد… گلی که پرپر شد
و واژه پیرترین شد… شکست… مادر شد

]]>
http://www.taghvaie.com/vajeh-madar/feed 1
آخرین مجموعه شعر ابوالقاسم تقوایی، افلاطونی که هندسه نمی‌دانست، منتشر شد http://www.taghvaie.com/published-aflatooni-keh-hendeseh-nemidanest http://www.taghvaie.com/published-aflatooni-keh-hendeseh-nemidanest#comments Sun, 06 May 2012 16:30:09 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=165
طرح جلد کتاب افلاطونی که هندسه نمی‌دانست
افلاطونی که هندسه نمی‌دانست، مجموعه شعر جدید ابوالقاسم تقوایی

 

 

        کلاغ
        لبه‌ی حوض نشست
        با اضطراب به من نگاه کرد
        آب‌نخورده پرید

        هفده سال است
        اضطراب کلاغ‌ام.

 

 

     این خبر در ایسنا (+)

 
 بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران؛ شبستان، راهروی ۱۴ غربی، شمارۀ ۳۴
]]>
http://www.taghvaie.com/published-aflatooni-keh-hendeseh-nemidanest/feed 3
یک نویسنده، یک کتاب http://www.taghvaie.com/hala-yek-kolahe-daram-atieh-javadi-rad http://www.taghvaie.com/hala-yek-kolahe-daram-atieh-javadi-rad#comments Mon, 30 Apr 2012 18:52:57 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=159 عطیه جوادی راد -یکی از بهترین داستان‌نویسان شهرستان کاشان- در روز معلم سال ۱۳۵۹ به‌دنیا آمده است. عطیه لیسانس ریاضی دارد و در حال حاضر هم دانشجوی کارشناسی ارشد رشته‌ی زبان‌شناسی است.
ضمن تبریک روز تولد خانم راد به ایشان، تولد اولین مجموعه داستان عطیه را به دوستان تبریک می‌گویم.

حالا یک کلاه آفتابی قرمز دارم - مجموعه داستانی از عطیه جوادی راد

حالا یک کلاه آفتابی قرمز دارم، عطیه راد

این مجموعه داستان «حالا یک کلاه آفتابی قرمز دارم» نام دارد که توسط نشر چشمه منتشر گردیده است. کتاب شامل ۱۶ داستان با عناوینی چون پامزار، پشت قبرستان، کتیبه، شام آخر و … می‌باشد.
اگر تا حالا این کتاب را نخوانده‌اید، هرچه سریع‌تر برای تهیه‌ی آن اقدام کنید.
این‌را هم بگویم که داستان «پامزار» این مجموعه در سال ۸۶ برنده‌ی جایزه‌ی اول جشنواره‌ی داستان‌های ایرانی شده است.

]]>
http://www.taghvaie.com/hala-yek-kolahe-daram-atieh-javadi-rad/feed 1
ساعدی http://www.taghvaie.com/saedi http://www.taghvaie.com/saedi#comments Sat, 28 Apr 2012 13:17:07 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=156 ساعدی
مهرجویی
انتظامی
برای «گاو» شدن
باید بزرگ بود.

]]>
http://www.taghvaie.com/saedi/feed 2
مقبره‌ای در قریه‌ی مشهد اردهال http://www.taghvaie.com/sohrab http://www.taghvaie.com/sohrab#comments Fri, 20 Apr 2012 05:01:28 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=150 عکس‌ات را اولین بار
از کتاب‌فروشی درخشش
در بازار بزرگ خریدم

 نمی‌دانم
من که هیچ یک از شعرهایت را
نخوانده بودم
چگونه خریدار عکس سربه‌زیری شدم
که با انار ترک‌خورده
نام تو بر آن پاشیده بود

 بعدها به تقلید
صورت همیشه سه تیغ‌ام را
ریش نزدم
و هر گل خشکیده‌ای پیدا کردم
به سنگ‌چین باغی گمشده
سنجاق کردم

آخرین‌بار
ده سال پیش
دل‌ام برای تو تنگ شد
-مراسم قالی‌شویان مشهد اردهال-

 جوانی فینی
چوب به دست
روی قبرت سیگار می‌کشید

 یادت باشد سؤال کردم
سهراب!
تو هنوز هم
با این‌همه کفش
دنبال کفش‌هایت می‌گردی؟

 اقرار می‌کنم
بعد از این همه سال
تنها یک چیز را
از تو خوب یاد گرفتم

 شعر
گاهی در ۵۲ سالگی سرطان می‌شود
گاهی در ۳۷ سالگی.

]]>
http://www.taghvaie.com/sohrab/feed 2
شیر و شعر http://www.taghvaie.com/shir-o-sher http://www.taghvaie.com/shir-o-sher#comments Wed, 18 Apr 2012 21:33:32 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=145 تقصیر من نبود مادر!
شیری که در دهانم ریختی
شعر شد

نوه‌های تو
واژه‌هایی هستند
که شکلات‌های پیرت
کام‌شان را شیرین نکرد.

]]>
http://www.taghvaie.com/shir-o-sher/feed 1
چشمانت http://www.taghvaie.com/chashmanat http://www.taghvaie.com/chashmanat#comments Fri, 16 Sep 2011 15:22:18 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=131 چشمانت
آیات خداست
پناه‌گرفته در دو گودی مقدس
مژه که می‌زنی
قرآن، باز و بسته می‌شود
راه که می‌روی
سوره‌ای ورق می‌خورد

و نسیمی بی‌وضو
طعم تو را
به لسان فارسی‌ام می‌چشاند.

]]>
http://www.taghvaie.com/chashmanat/feed 0
کاش واقعاً http://www.taghvaie.com/kash-vaqean http://www.taghvaie.com/kash-vaqean#comments Fri, 26 Aug 2011 14:40:29 +0000 سردبیر http://www.taghvaie.com/?p=115 کاش واقعاً
زمین روی شاخ تو بود
ما آدم‌ها
نیاز به یک تکان بزرگ داریم.

]]>
http://www.taghvaie.com/kash-vaqean/feed 1